داستان تخم مرغ فروش

فروشنده مغازه ای داستانی می گفت که به نظرغیرواقعی می رسید: امروزیک خریداربه مغازه مراجعه کردونصف همه تخم مرغ هابه اضافه یک نصفه تخم مرغ راخرید؛خریداردوم نصف بقیه تخم مرغ هارابه اضافه یک نصفه تخم مرغ خرید همین طورخریدارسوم نصف تخم مرغ های باقیمانده را به اضافه یک نصفه تخم مرغ خریدبه همین ترتیب خریداران چهارم،پنجم،وششم هرکدام نصف آنچه که ازتخم مرغ ها باقیمانده بود به اضافه یک نصفه تخم مرغ خریدند.درپایان این فروش یک تخم مرغ باقیمانده بود.کسی که طرف صحبت فروشنده بود گفت:ممکن نیست چنین چیزی پیش آمده باشد!چگونه ممکن است یک نصفه تخم مرغ فروخت؟فروشنده جواب داد:ولی من به هیچکس تخم مرغ نصفه نفروخته ام وهر  باربه خریدارتعدادصحیحی تخم مرغ تحویل داده ام.دانش آموزی دراین مباحثه دخالت کردوگفت:من خریدارهفتم بودم؛نصف تخم مرغ های باقیمانده رابه اضافه یک نصفه تخم مرغ خریدم.فروشنده به اونگاه کردوگفت:بله درست است!شما یک تخم مرغ باقیمانده راخریدید. مغازه دار درابتداچندتخم مرغ داشته است؟