ریاضیات وهنر
مقدمه :
اهمیت
فوق العاده ای که ریاضیات ، در جامعه ی امروزی و در فعالیت گوناگون ترین
تخصص ها دارد، بر کسی پوشیده نیست . باوجود این ، خیلی زیاد نیستند کسانی
که علاقمند به ریاضیات باشند. البته تنها کسانی که کار و فعالیتشان به
ریاضیات مربوط می شود ، علاقمند به ریاضیات نیستندبلکه کم هم نیستند
مشتاقانی که ساعت های فراغت خود را ، با ریاضیات می گذرانند. همه ی این ها
چه حرفه ای ها و چه علاقمندان ، نه تنها فایده و اهمیت ریاضیات را می
شناسند بلکه در ضمن ، به ریاضیات شوق می ورزند و می توانند زیبایی و ظرافتی
که در مسأله ها ، قضیه ها و روش های ریاضی وجود دارد را احساس کنند .
احساس
و منطق را با هیچ نیرویی نمی توان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر
به تحریف هر دوی آنها می شود . هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه
است چراکه احساس واقعی نمی تواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.
ارتباط هنر و ریاضی :
هر
انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه ی سر سبز آرامش خود را باز می یابد ،
در عین حال ، به فکر فرو می رود . شاعر احساس درونی خود را بیان می کند .
نقاش با قلم و بوم خود تلاش می کند که دیگران را در شادی خود شریک کند .
گیاه
شناس در پی گیاه مورد نظر در رده های خاصی می رود . زبان شناس می خواهد
ریشه و سر چشمه ی نام گذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند . داروشناس در
جستجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضی دان نحوه ی قرار گرفتن گل و گلبرگ ها
یا اندازه و شکل ها را مورد مطالعه قرار می دهد . ولی هم گیاه عضوی یگانه
است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم ،
به همه ی این جنبه ها توجه داشته باشیم .
ریاضیات و رابطه آن با هنر :
" اشر" نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت :
«
وقتی که هوشمندانه با رمز و راز های دور و بر خود برخورد کردم و وقتی به
تجزیه و تحلیل مشاهده های خود پرداختم ، به ریاضیات رسیدم . من آموزش جدی
در دانش ندیده ام ولی گمان می کنم بیش تر با یک ریاضی دان وجه مشترک داشته
باشم تا با یک هنرمند . »
و " رودن" (1840- 1917 ) مجسمه ساز مشهور فرانسوی می گوید :
«
من یک رویا پرداز نیستم ، بلکه یک ریاضی دان ام . مجسمه های من تنها به
خاطر این خوب اند که ساخته و پرداخته ی اندیشه ی ریاضی اند . »
از آن طرف "ج.ه هاردی" ریاضی دان انگلیسی معتقد است :
«
معیار ریاضی دان مانند معیار نقاس یا شاعر ، زیبایی است . اندیشه ها هم
مانند رنگ ها یا واژه ها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند .
زیبایی نخستین معیار سنجش است . »
جایگاه هنر در درس ریاضی :
اگر
این را بپذیریم که ، تصور و خیال ، یکی از سرچشمه های اصلی آفرینش های
هنری است ، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که ، در ریاضیات هم ، دست کم عنصر های
زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه ی اصلی کشف های ریاضی ، همان تصور و
خیال است .
به قول ولادیمیر ایلیچ نویسنده ی « دفاتر فلسفی » ، تصور
و خیال « حتی در ریاضیات هم لازم است ، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال
هم ، بدون تصور و خیال ، ممکن نبود . »
با هیچ نیرنگی ، نمی توان از کشش انسان ها به سمت زیبایی ها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی ها کرد .
آدمی
، از همان روزهایی که می شنود ، می بیند و درک می کند ، از موسیقی و تقاشی
و شعر لذت می برد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوش نواز
چایکووسکی ، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسان الغیب ، چه
هنرمندانه قالی های دست باف باشد و چه ظرافت ها و رنگ های چشم نواز بهزاد و
کمال الملک ، همه جا انسان را به سوی خود می کشاند و غرق در آرامش و لذت
می کند . ولی همه ی این ها ، یک شرط اساسی دارد و آن ، این است که با
آفریده ای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید و گرنه ، حرکت ناشیانه ی
آرشه بر ویلون ، روح شما را می آزارد و ردیف بی ربط واژه های شعر سخن
ناشناس ، شما را بیزار و کسل کند . در واقع تمامی عرصه ی ریاضیات ، سرشار
از زیبایی و هنر است . زیبایی ریاضیات را می توان ، در شیوه ی بیان موضوع ،
در طرز نوشتن ارائه ی آن ، در استدلال های منطقی آن ، در رابطه ی آن با
زندگی و واقعیت ، در سر گذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات
مشاهده کرد .
هندسه ، به مفهوم عام آن ، زمینه ای است سر شار از
زیبایی ، می گویند . افلاطون ، تقارن را مظهر و معیار زیبایی می دانست و
چون ، گمان می کرد تنها هندسه است که می تواند رازهای هندسه را بر ملا کند و
از ویژگی های آن برای ما سخن بگوید ، به هندسه عشق می ورزید و بر سر در
آکادمی خود نوشته بود : « هر کس هندسه نمی داند وارد نشود . »
و
هنوز هم ، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنت ها را درهم شکست و زیبایی های
خیره کننده ی نا متقارنی را آفرید ، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی
نکاست ، و چه مردم عادی و چه صاحب نظران ، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و
تکرار می بینند . شاید بتوان گفت که کوبیسم ، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن
را ، گسترش داده و تکامل بخشیده است .
هندسه ، همچون دیگر شاخه های
ریاضیات ، زاده ی نیازهای آدمی است ، ولی در این هم نمی توان تردید کرد که ،
در کنار سایر عامل ها یکی از علت های جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکل
گیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی ، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم
بوده است . و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصه های تازه ای را
گشوده ، نظم و زیبایی خیره کننده ی آن ، افزون تر شده است .
از همین
جا است که ، یکی از راه های شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه ، آگاهی
بر نحوه ی پیشرفت و تکامل آن است . مفهوم نقطه و خط راست ، از کجا آغاز شد
و چگونه از فراز و نشیب ها گذشت ، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید . ما
در طبیعت دور و بر خود ، نه تنها نقطه و خط راست هندسی ، بلکه دایره مستطیل
و کره و متوازی السطوح هم به معنای انتزاعی خود نمی بینیم .
این ذهن زیبا جو و در عین حال ، آفریننده ی انسان بوده است که چنین شکل ها و جسم های به
غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربرد های عملی زیبا تری هم برای آن ها یافته است .
و
در همین جا است که می توان جنبه ی دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو
کرد . ریاضیات با همه ی انتزاعی بودن خود ، بر همه ی دانش ها حکومت می کند و
جزء جزء قانون های آن ، همچون ابزاری نیرومند دانش های طبیعی و اجتماعی را
صیقل می دهد و به پیش می برد ، تفسیر می کند و در خدمت انسان قرار می دهد .
با
چند ضلعی های محدب منتظم ، که نمونه های جالبی از شکل های متقارن اند ، می
توان تصویر های جالب و زیبایی به دست آورد . ولی جالب تر از آن ها ، چند
ضلعی منتظم مقعر ، یا چند ضلعی منتظم ستاره ای اند . ساده ترین آن ها ،
یعنی پنج ضلعی منتظم ستاره ای را به سادگی می توان رسم کرد . بررسی ویژگی
های چند ضلعی های منتظم ( محدب و مقعر ) و بدست آوردن شکل های ترکیبی از آن
ها ، زمینه ی گسترده ای برای جلب دانش آموزان ، به زیبایی های درس های
ریاضی است . از آن جالب تر ، کار با چند وجهی های منتظم است .
نشان
دادن فیلم ها و اسلاید ها از چند وجهی های افلاطونی و چند وجهی های نیمه
منتظم ، یه ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلور ها و دانه های برف باشد ،
می توانند وسیله ی بسیار خوبی ، برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانش
آموزان باشد .
ولی نباید گمان کرد که در اشکال نا منتظم نمی توان
زیبایی ها را جست جو کرد . نسبت ها و اندازه گیری ها ، زمینه ی بسیار
مساعدی است که می تواند موجب رشد احساس زیبایی شناسی دانش آموزان بشود و آن
ها را به طرف ریاضیات جلب کند . مسأله های مربوط به ماکزیمم و می نیمم یکی
از جالب ترین و دلکش ترین زمینه ها در هندسه است که ، نه تنها نیروی تفکر و
استدلال دانش آموز را بالا می برد ، بلکه در ضمن ، احساس هنری و زیبا
شناسی او را هم بیدار می نماید .
در هندسه وقتی پاره خطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با
حاصل
ضرب تمام پاره خط در بخش کوچکتر باشد ، می گویند که : « پاره خط را به
نسبت زرین تقسیم کردیم . » تقسیم پاره خط به نسبت زرین» از دوران یونان
باستان شناخته شده بوده است و ریاضی دانان یونان باستان مستطیلی را که روی
این دو بخش پاره خط ساخته شود زیباترین مستطیل می دانسته اند و آزمایش فوق
توانست درستی نظر ریاضی دانان باستانی را تایید کند .
درباره ی نسبت
زرین باید یاد آوری کرد که از همان دوران باستان ، از این نسبت در مجسمه
سازی و معماری به فراوانی استفاده می کرده اند . از همان دوران باستان
ریاضی دانان در جست و جوی زیباترین راه حل برای مسأله ها بوده اند . در
ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راه حل یا زیبایی راه حل استفاده می کنند .
معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل می کند و سپس راه حل هوشمندانه و
ساده ای را برای حل مسأله وجود دارد ، به دانش آموزان نشان می دهند . از
ساده ترین مسأله هایی که در دبستان مطرح می شود ، تا دشوارترین مسأله های
سال آخر دبیرستان ، می توان از این شیوه استفاده کرد .
زیبایی شناسی در درس ریاضی :
علاقه
به هنر و توجه به زیبایی های طبیعت و زندگی یکی از جنبه های شخصیت انسانی
را تشکیل می دهد و این علاقه را می توان ، و باید از همان سال های نخست
تحصیل ، شکل دادو تقویت کرد . مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان
به سمت پدیده های اندوه بار و تلاش برای دور نگه داشتن آنها از زیبایی های
درون و بیرون خود ، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آن هاست ودر بهترین
صورت خود موجب یأس و سرخوردگی و یا عصیان و بی بند و باری می شود .
درس
های ریاضی می تواند نقش عمده ای در شکوفایی زیبایی شناسی داشته باشد و
معلم با تجربه می تواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانش آموزان
استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه ی زیبا شناسی آن ها بدهد . کودکان و
نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارندو در ریاضیات ، موضوع های جالب و زیبا
،فراوان است .
ریاضیات دانشی است منطقی ، دقیق و قانع کننده و همه ی
بخش های آن ، مثل حلقه های زنجیر به هم پیوسته اند. سرچشمه ی تأثیر احساسی
و هنری ریاضیات را ، باید در قطعی بودن نتیجه گیری ها و عام بودن
کاربردهای آن و هم چنین ، در کامل بودن زبان ریاضیات ، شاعرانه بودن تاریخ
آن و در مسأله های معمایی و سرگرم کننده ، جستجو کرد .
منبع: